لغت نامه دهخدا
خیمه ماه. [ خ َ / خ ِ م َ / م ِ ی ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب )کنایه از هاله ماه. ( لغت محلی شوشتر نسخه خطی ).
خیمه ماه. [ خ َ / خ ِ م َ / م ِ ی ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب )کنایه از هاله ماه. ( لغت محلی شوشتر نسخه خطی ).
کنایه از هاله ماه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زد رفعت شاه خیمه بیرون از چرخ ماندش ز ستون خیمه بر چرخ نشان
💡 خیمه ای کز تار زلف عنبرین در جنان رشته طنابش حور عین
💡 نهان از پس خیمه بیرون شدند ندانست کس کآن دو تن چون شدند
💡 یکی بسّدین حله آرایدا دگر زُمردین خیمه پیرایدا
💡 شب ها ز فراق تو دو چشمم چون دامن خیمه روز باران
💡 ز انصافش جهان را کرد معمور حوادث را ز ملکش خیمه زد دور