لغت نامه دهخدا
خیری وند. [ وَ ] ( اِخ )یکی از طوایف پشتکوه از ایلات کرد ایران است. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به جغرافیای سیاسی کیهان ص 70 شود.
خیری وند. [ وَ ] ( اِخ )یکی از طوایف پشتکوه از ایلات کرد ایران است. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به جغرافیای سیاسی کیهان ص 70 شود.
💡 غایت ندارد آن کرم،قاسم گدا شد لاجرم ای پادشاه محتشم، خیری بده درویش را
💡 به سان باطن لاله به شکل جامهٔ سوسن به رنگ چهرهٔ خیری به لون دیدهٔ عبهر
💡 به گفته علی بن ابیطالب (علیه السلام) در قرائت بی تدبر خیری نیست.
💡 مست از شراب عشق کن این عقل دوراندیش را از تو گدایی میکند، خیری بده درویش را
💡 و گفت: خیری که در او شر نبود شکر است در نعمت و صبر است در بلا.