لغت نامه دهخدا
خیانت نمودن. [ ن َ ن ُ / ن ِ/ ن َ دَ ] ( مص مرکب ) خیانت کردن. خیانت ورزیدن. ( یادداشت مؤلف ). غش. استغشاش. اغتشاش. ( منتهی الارب ).
خیانت نمودن. [ ن َ ن ُ / ن ِ/ ن َ دَ ] ( مص مرکب ) خیانت کردن. خیانت ورزیدن. ( یادداشت مؤلف ). غش. استغشاش. اغتشاش. ( منتهی الارب ).
خیانت کردن خیانت ورزیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خیانت پیشه کردی با من و خوش داشتی زیرا، چو مدبر را، مدبر، راه زن را رای زن بینی
💡 چارلز وین (به انگلیسی: Charls Vane) از دوستان ادوارد کنوی بود. بعدها از سر غم کشتیاش و خیانت راکهام دیوانه شد و سعی به قتل ادوارد کرد.
💡 جوناس به افراد جوان گروه کمک میکند و از خانوادههای آنان حمایت میکند. در فصل دوم او به جرم خیانت به زندان میافتد.
💡 و گفت: هر که خیانت کند خدای را در سر، خدای پرده او را بدراند به آشکارا.
💡 عدم وجود بیان و جاذبه امپراتور میجی در او و ناتوانیهایش باعث افزایش مخالفتها، خیانتها حوادث علیه حکومت شد. همانطور که وضعیت او رو به وخامت میرفت، علاقه او نیز در امور سیاسی روزمره کمتر و کمتر شد و دخالت مقامات در تصمیمگیریهای او افزایش یافت.
💡 پادشه را بر خیانت ِ کسی واقف مگردان، مگر آنگه که بر قبول ِ کلی واثق باشی و گر نه در هلاک ِ خویش سعی میکنی.