خوش جنسی

لغت نامه دهخدا

خوش جنسی. [ خوَش ْ / خُش ْ ج ِ ] ( حامص مرکب ) خوش ذاتی. خوش باطنی. خوش طینتی. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

خوش ذاتی خوش باطن

جمله سازی با خوش جنسی

💡 ز درد و داغ محبت مپیچ سر صائب که رد نگردد جنسی که داد سلطان طرح

💡 ز هر جنسی و نوعی برگی آراست فرستاد و از آن پس عذرها خواست

💡 او ابژه جنسی بودن زنان را ناشی از سلطهٔ نظام اقتصادی سرمایه‌داری می‌دانست.

💡 گر تاجر وفایی دکان به هرزه مگشا زیرا که من ندیدم جنسی بدین کسادی

💡 کیل و میزان به دست توست، بسنج نقد و جنسی که کرده‌ای انبار

💡 بر فضولی ناکجا خواهی دکان ناز چید جزگشاد و بست جنسی نیست درکف دست را

شمشیر یعنی چه؟
شمشیر یعنی چه؟
بسامد یعنی چه؟
بسامد یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز