خوب کلان
لغت نامه دهخدا
خوب کلان. [ ک َ ] ( اِ مرکب ) تخم بارتنگ. ( ناظم الاطباء ). خوب کلا. خاکشی شیرین. خُبّه. اطراطیقوس. حالبی. شفترک. ( یادداشت بخط مؤلف ). در انجمن آرای ناصری آمده: گیاهی است که تخم آنرا خاکشی و شفترک گویند و غیر بارتنگ است ولی در جهانگیری و برهان بمعنی بارتنگ آمده و رشیدی این معنی را نپذیرفته است.
فرهنگ فارسی
تخم بارتنگ خوب کلا
جمله سازی با خوب کلان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سامی جنوبی، یکی از سه ردهبندی کلان در زبانشناسی سامی است، که دو تای دیگر سامی شرقی (برای نمونه:زبان اکدی) و سامی غربی (برای نمونه عربی، آرامی، عبری) است. سامی خود به عنوان شاخهای از خانوادهٔ بزرگتر زبانهای آفروآسیایی میباشد.
💡 در سال ۱۹۵۱ سامانهٔ شاهراهی نیوجرسی به کار افتاد که امکان حمل و نقل سریع ماشینها و کامیونها را از شمال نیوجرسی (ونطقهٔ کلانشهری نیویورک
💡 مهمترین خواسته معترضان و تسریع عملکرد مسئولین امر جهت رسیدگی به وضعیت آلودگی هوای کلانشهر اراک بود. آنها خواستار توقف برداشت سولفات سدیم از کویر میقان، افزایش میزان فضای سبز شهری، توجه به وضعیت بیماران سرطانی و نظارت بر کارخانههای آلودهکننده هوای شهر شدند.
💡 وی هماکنون در کلانشهر نیویورک زندگی میکند و به کار در موزه ملی طراحی کوپر-هیوئت میپردازد.
💡 نام سد کُلان (کلون) از رودخانه کلان و روستای کلان که در بالادست سد قرار گرفته است گرفته شده است.