لغت نامه دهخدا
خواب زدگی. [ خوا / خا زَ دَ / دِ ] ( حامص مرکب ) خواب آلودگی.حالت خواب داشتن. || خفتگی. خواب بردگی.
خواب زدگی. [ خوا / خا زَ دَ / دِ ] ( حامص مرکب ) خواب آلودگی.حالت خواب داشتن. || خفتگی. خواب بردگی.
خواب آلودگی حالت خواب داشتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تاب آن سنبل پرتاب کرا می باشد خواب آن نرگس پر خواب کرا می آید
💡 به بیداری مگر من خواب بینم که خوابم نیست تا این درد هستم
💡 چه غم از تابش خورشید قیامت دارد؟ هرکه در سایه شمشاد تو در خواب شود
💡 آنچه من دیدم به خواب از روزگار باز نتوان گفت یارب زینهار
💡 رمید خواب خوش از چشم ما کجاست خیال که آرمیده شود چشم خواب جستهٔ ما
💡 رخ تو تا شده غایب به صورت از نظرم کمر به دشمنی خواب بسته چشم ترم