خواب برگشتن

لغت نامه دهخدا

خواب برگشتن. [ خوا /خا ب َ گ َ ت َ ] ( مص مرکب ) کنایه از دور کردن خواب. ( آنندراج ). دور شدن خواب است. ( آنندراج ):
از آن وقتی که بر خوابم گذشتی سخت بی تابم
به آن بیمارمی مانم که او را خواب برگردد.سالک یزدی ( از آنندراج ).|| خواب روی آوردن. از اضداد است.

فرهنگ فارسی

کنایه از دور کردن خواب دور شدن خواب است.

جمله سازی با خواب برگشتن

💡 ابوذر - هنگام وداع برگشتن اميرالمؤ منين گريه نموده و ميگفت: خداوند شمااهل بيت را جزاى خير بدهد، هنگاميكه تو را و فرزندان تو را ميبينم رسولخدا را بياد ميآورم.

💡 و گفت: مروت شاخی است از فتوت و آن برگشتن است از دو عالم و هرچه درو است.

💡 چو رنگ رفته‌، یاد آشیان سودی نمی‌بخشد درین وادی که برگشتن نمی‌باشد عنان‌ها را

💡 با خود فكر كن، آيا در برگشتن، احساس روح و نور تازه اى در خود مى كنى ؟ چقدرمتحول شدى و در چند نفر تحول به وجود آوردى ؟

💡 كلمه (اوى ) از (اوى ) است كه به معناى برگشتن است، البته نه هر برگشتنى،بلكه برگشتن انسان و يا حيوان به محل اقامت و زندگى اش تا در آنجا دوباره استقراريابد. و كلمه (فتية ) جمع سماعى (فتى ) است، و (فتى ) به معناى جوان است،و اين كلمه خالى از شائبه مدح نيست و تقريبا منظور از آن، جوان خوب مى باشد.

💡 دعای بیخودان نومید برگشتن نمی داند اثر مگذار از خود تا دعا صاحب اثر گردد