لغت نامه دهخدا
خنده زیرلب. [ خ َ دَ / دِ ی ِ ل َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) خنده آرام. خنده ای که علت و موجب نفسانی او حاصل شود ولی اثر ظاهری آن آشکار نشود.
خنده زیرلب. [ خ َ دَ / دِ ی ِ ل َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) خنده آرام. خنده ای که علت و موجب نفسانی او حاصل شود ولی اثر ظاهری آن آشکار نشود.
خنده آرام خنده ای که علت و موجب نفسانی او حاصل شود ولی اثر ظاهری آن آشکار نشود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بر سر راهش فتاده غرق اشگم دید و رفت زیرلب بر گریهٔ خونین من خندید و رفت
💡 بود در زیرلب پیوسته منزل جان عاشق را نباشد رفتنی راهیچ جا از آستان بهتر
💡 کریتوس زیرلب میگوید که هیچ دینی بر گردن ندارد.