لغت نامه دهخدا
خلوت باصفا. [ خ َل ْ وَ ت ِ ص َ ] ( اِخ ) نام جایی است در حوالی تفت یزد. ( آنندراج ):
تا خلوت باصفا نبینی
در تفت روی و جا نبینی
نقشی که بمدعا نشسته
در خلوت باصفا نشسته.تأثیر ( از آنندراج ).
خلوت باصفا. [ خ َل ْ وَ ت ِ ص َ ] ( اِخ ) نام جایی است در حوالی تفت یزد. ( آنندراج ):
تا خلوت باصفا نبینی
در تفت روی و جا نبینی
نقشی که بمدعا نشسته
در خلوت باصفا نشسته.تأثیر ( از آنندراج ).
نام جایی است در حوالی تفت یزد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 درود پاک تو بر ریش باصفا واعظ که ره ز قول تو دور است تا خدا واعظ
💡 به چهره خنده به گلهای باصفا زدهای به نغمه طعنه به مرغانِ خوشنوا زدهای
💡 ای شده آبِ زمزم از خاکِ درِ سرایِ تو کعبه ز توست به شرف، مَرْوِه ز توست باصفا
💡 نتوان گرفت آینه از دست او به زور از خط سبز بس که رخش باصفا شده است
💡 از عناصر در تن آدم برای خلق او گشته اند اضداد با هم چار یار باصفا