لغت نامه دهخدا
خلل انداختن. [ خ َل َ اَ ت َ ] ( مص مرکب ) خرابی ایجاد کردن. تباهی ایجاد کردن. || تفرقه ایجاد کردن:
دل عارف غبارآلوده کثرت نمیگردد
نیندازد خلل در وحدت آئینه صورتها.؟
خلل انداختن. [ خ َل َ اَ ت َ ] ( مص مرکب ) خرابی ایجاد کردن. تباهی ایجاد کردن. || تفرقه ایجاد کردن:
دل عارف غبارآلوده کثرت نمیگردد
نیندازد خلل در وحدت آئینه صورتها.؟
خرابی ایجاد کردن تباهی ایجاد کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رواياتى درباره داستان حضرت ابراهيم (ع ) و نمروديان و در آتش انداختن آنحضرت
💡 منظور از كلمه اسباب در اينجا هر عملى است كه با انجام آن زمينه براى كارآئى علت تلففراهم مى شود به طورى كه اگر آن عمل انجام نشده بود علت تلف موثر واقع نمى شد،نظير كندن چاه و يا غصب چاقو و كارد و انداختن سنگ و ايجاد پاگير وامثال آن.
💡 ((يك كارهايى است كه مردم را به خدا و دين نزديك مى كند. اين عزادارى هاى سنتى، مردمرا به دين نزديك مى كند. امام فرمودند: عزادارى سنتى بكنيد. در مجالس نشستن، روضهخواندن، گريه كردن، به سر و سينه زدن، مواكب عزا راه انداختن، دسته جات عزادارى، همان چيزهايى است كه عواطف را نسبت به خاندان پيغمبر پرجوش مى كند كه بسيار خوباست.
💡 1. كلمه ارجاء دو معنى دارد: تاءخير انداختن و اميد دادن. اطلاق اين نام به معناى نخست برگروهى خاص به دليل آن است كه آنها رتبهعمل رامؤ خر از رتبه ايمان و خارج از آن دانستند، و اطلاق آن به معناى دوم به ايندليل بود كه آنها به گناهكاران اميد بخشيده شدن مى دادند، چون معصيت را براى ايمانمضر نمى دانستند.
💡 زمان راهاندازی تولید: عواملی مانند نیاز برای بهبود بیشتر محصول جدید پیشنهادی، یا شرایط نامطلوب بازار ممکن است باعث به تأخیر انداختن عرضه محصول شود.