لغت نامه دهخدا
خلاف ورزیدن. [ خ ِ / خ َ وَ دَ ] ( مص مرکب ) مخالفت کردن. راه موافقت نسپردن. تَقَطﱡر. ( منتهی الارب ).
خلاف ورزیدن. [ خ ِ / خ َ وَ دَ ] ( مص مرکب ) مخالفت کردن. راه موافقت نسپردن. تَقَطﱡر. ( منتهی الارب ).
مخالفت کردن راه موافقت نسپردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آدمیّت عاشقی ورزیدن است هر چه می بینی دگر بل هم اضل
💡 دل رفت و به جان جات کنم تا تو نگویی بی جان نتوان مهر تو ورزیدن ازین پس