فرهنگستان زبان و ادب
{wide gauge, widened gauge} [حمل ونقل ریلی] خطی که به دلیل نصب نامناسب یا زوال اجزای آن از اندازۀ معیار پهن تر شده است
{wide gauge, widened gauge} [حمل ونقل ریلی] خطی که به دلیل نصب نامناسب یا زوال اجزای آن از اندازۀ معیار پهن تر شده است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هرگاه که آن پهن سرون می گذرد در یک دم ازین چرخ نگون می گذرد
💡 چو از روز نه ساعت اندر گذشت ز ترکان نبد کس بر آن پهندشت
💡 بزرگترین سلستین با نام ژِئُد، در دریاچه ایری در اوهایو پیدا شده که قطر پهنترین نقطهٔ آن ۳۵ پا (فوت) است.
💡 این پرنده در حالت پرواز منقار بزرگ، بالهای پهن و دم کوتاه و چهره منحصربهفردی دارد. توکانها معمولاً در گروههای کوچک زندگی میکنند.
💡 ز بیم تیغ تو دشمن ز پهن دشت وجود چو گردباد به یک پا گریخت تا به عدم
💡 چو گم گشت آتش در آن پهندشت غریوان مر آن مرغ اندر گذشت