لغت نامه دهخدا
( خشم آوریدن ) خشم آوریدن. [ خ َ / خ ِ وَ دَ ] ( مص مرکب ) خشمگین شدن. غضبناک شدن:
چون کشف انبوه غوغایی بدید
بانگ و ژخ مردمان خشم آورید.رودکی.
( خشم آوریدن ) خشم آوریدن. [ خ َ / خ ِ وَ دَ ] ( مص مرکب ) خشمگین شدن. غضبناک شدن:
چون کشف انبوه غوغایی بدید
بانگ و ژخ مردمان خشم آورید.رودکی.
( خشم آوریدن ) خشمگین شدن غضبناک شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فرمود: درزندگى (نسبت به مؤ منين ) غضب نكنيد، و خود را درحال خشم كنترل نمائيد.
💡 9 در برابر خشم و غضب الهى، قدرت و راه نجاتى نيست. (فلن تستطيع له طلبا)
💡 بسبزه و گل ماند بوقت حلم و رضا بسیل و صاعفه ماند بوقت خشم و غضب
💡 ما از بازكردن سخنان عمر، كه بوى خشم و نفرت مى دهد، چشم مى پوشيم.
💡 باده جان خوردهای دل ز جهان بردهای خشم چرا کردهای چیست چرا همچنین
💡 جفا نمود و بمن روی باز کرد بخشم ز خشم چون گل صد برگ برفروخته روی