خسرو اسیابان

لغت نامه دهخدا

( خسرو آسیابان ) خسرو آسیابان. [ خ ُ رَ / رُو ] ( اِخ ) نام آسیابانی است که یزدگرد سوم به وقت فرار از دست عربان به آسیای او پناه برد و او طمع در لباس یزدگرد کرد و شب هنگام سر آخرین شاه ساسانی را از تن جدا نمود. رجوع به ج 1 ص 560 یشتها شود.

فرهنگ فارسی

( خسرو آسیابان ) نام آسیابانی است که یزدگرد سوم بوقت فرار از دست عربان به آسیای او پناه برد و او طمع در لباس یزدگرد کرد و شب هنگام سر آخرین شاه ساسانی را از تن جدا نمود.

جمله سازی با خسرو اسیابان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چو یابی رهایی ز دستم بپوی ز من هرچ دیدی به خسرو بگوی

💡 گرفتاری من در گیسوی جانان کسی داند که در دام بلایی همچو خسرو مبتلا باشد

💡 زنگو یکی از فرماندهان نظامی ایرانی در زمان حکومت شاهنشاه خسرو پرویز ساسانی (حک. ۵۹۰–۶۲۸) بود.

💡 چو رامین بود با خسرو یکی ماه به نخچیر و به رامش گاه و بیگاه

💡 آمد از پرده برون چون مه ز میغ پیش خسرو رفت با کرباس و تیغ

💡 نخست از همه چاشنی برگرفت در آن چابکی ماند خسرو شگفت