خرده ادیم

لغت نامه دهخدا

خرده ادیم.[ خ ُ دَ / دِ اَ ] ( اِ مرکب ) تکه های چرم. قطعات چرم. ریزه های چرم. || خرده ادیم ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) ته مانده سفره. ته سفره. خرده سماط. آنچه از غذا در سفره باقی ماند. ( یادداشت بخط مؤلف ).

فرهنگ فارسی

تکه های چرم قطعات چرم

جمله سازی با خرده ادیم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شد چو گل از روی خندان، خرده زر رزق ما چون صدف گشت از دهان پاک، گوهر رزق ما

💡 اهل همت خرده خود پیش درویشان نهند مایه داران مروت گنج در ویران نهند

💡 وی خرده‌هایی به شیعی‌گری می‌گیرد که گزیده‌ای از آنان را ما اینجا می‌آوریم، از جمله:

💡 4. امام باقر عليه السلام فرمودند: بنده بدگوى خرده گير، بنده بدى است، با چهرهاى با انسان روبرو مى شود و با چهره اى ديگر پشت مى كند.

💡 ببرده گیر تو این ده قراضه از بن جیب بداده گیر تو این چند خرده زر بعطا

💡 مدار چشم اقامت ز عمر بی بنیاد که همچو ریگ روان، خرده های جان سفری است

خانم یعنی چه؟
خانم یعنی چه؟
باجی یعنی چه؟
باجی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز