خرابات پرور
لغت نامه دهخدا
خرابات پرور. [ خ َ پ َرْوَ ] ( ن مف مرکب ) آنکه پروده خرابات است، کنایه از آدم وارد به امور. ( یادداشت بخط مؤلف ):
من سالخورده پیر خرابات پرورم.حافظ.
جمله سازی با خرابات پرور
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 تا توبه ام از مذهب و از کیش ندادند در باز نکردند خرابات و حرم را
💡 فرمود: (از خرابات براى من آورده اند.) آنگاه از نظر من غايب شد و من اورا نديدم.
💡 در (انساب سمعانى ) و غيره است كه خرابات جزيره مغرب است از بحر محيط.
💡 با مریدان به سر کوی خرابات کشید با حریفان خرابات به مجلس بنشست
💡 رند بی پا و سر از کوی خرابات چه دید که جهان را به نظر سخت محقر دارد
💡 به خرابات و می و مصطبه ایمان آرم وز مناجات شب و صومعه بیزار شوم
💡 آن شخصیت منفی در داستان، با نقش خود به عنوان یک خراباتپرور، سعی داشت اتحاد میان قبایل را از بین ببرد و آنها را متخاصم کند.
💡 جامعه نباید راه را برای افراد خراباتپرور که هدفشان ایجاد آشوب و تفرقه است، باز بگذارد و اجازه تخریب نظم اجتماعی را بدهد.
💡 او با انتشار اخبار دروغ و شایعات بیاساس در فضای مجازی، در واقع یک خراباتپرور بود که آرامش عمومی را هدف قرار داده بود.