خجالت الود

لغت نامه دهخدا

( خجالت آلود ) خجالت آلود. [ خ َ / خ ِ ل َ ] ( ن مف مرکب ) خجالت زده. شرم زده. شرمگین. شرمسار. آمیخته از خجلت. این کلمه مرکب از «خجالت » و «آلود» است که «آلود» در اینجا اسم مفعول مرخم میباشد زیرا در اصل «آلوده » بوده است.

فرهنگ فارسی

( خجالت آلود ) خجالت زده شرم زده

جمله سازی با خجالت الود

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در سفر زود خجالت کشد از دعوی خویش در وطن هر که سبکبار نماید خود را

💡 تخم مهری که در آن باغ فشاندیم (سحاب) حاصلش راز خجالت نتوانیم درود

💡 هزار غوطه زدم چون صدف به بحر خجالت به یک دو قطره که من صائب از سحاب گرفتم

💡 حضرت فاطمه عليهاالسلام جواب آن مساءله را داد. آن زن همين طور مساءله ديگرى پرسيدتا ده مساءله شد. حضرت همه را پاسخ داد. سپس ‍ آن زن از كثرت سؤال خجالت كشيد و عرض كرد:

💡 پرستاران و کادر درمان در حداقل سه شهر اراک، مشهد و یاسوج تجمع و تحصن اعتراضی برپا کردند. معترضان در مشهد شعار می‌دادند: «تورم دلاری، حقوق ما ریالی»، «با کرونا جنگیدیم، حمایتی ندیدیم»، «اضافه کار بیست تومن، خجالت خجالت» و «پرستار نباشه، بیمارستان تعطیله».

💡 اطاعت مى كنم. اما همين كه برخاستم تا بروم، از من خجالت كشيد و گفت: