لغت نامه دهخدا
خالی خواستن. [ خوا / خا ت َ ] ( مص مرکب ) طلب خلوت کردن. تقاضای ملاقات خصوصی کردن. استخلاء. ( منتهی الارب ): گفتم بیاریدش، درآمد و خالی خواست. ( تاریخ بیهقی ).
خالی خواستن. [ خوا / خا ت َ ] ( مص مرکب ) طلب خلوت کردن. تقاضای ملاقات خصوصی کردن. استخلاء. ( منتهی الارب ): گفتم بیاریدش، درآمد و خالی خواست. ( تاریخ بیهقی ).
طلب خلوت کردن تقاضای ملاقات خصوصی کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 همیشه از پی کین خواستن ز دشمن دین قبای تو زره است و کلاه تو مغفر
💡 رعیتپروری خواهیم اگر زین شه عجب نبود که شاید خواستن از پاسبانان پاسبانی را
💡 يكى از معانى (ب ) در عربى، يارى خواستن است، بنابر اين وقتى مى گوئيم: للّهللّه بسم اللّه الرحمن الرحيم
💡 گرچه از بید ثمر خواستن از بی بصری است بوی گل از نفس سرد خزان باید جست
💡 فرمود: علم؛ ارثيه اى با ارزش، و ادب؛ زيورى نيكو، و انديشه؛ آئينه اى صاف، وپوزش خواستن؛ هشدار دهنده اى دلسوز خواهد بود.
💡 گرت جنت همی باید زکوة از مال بیرون کن توانی خواستن مهمان ندانی کرد مهمانی