خالدار اباد
لغت نامه دهخدا
( خالدارآباد ) خالدارآباد. ( اِخ ) دهی است از دهستان لاهیجان بخش حومه شهرستان مهاباد. واقع در 57 هزارگزی باختر مهاباد و 1500 گزی باختر شوسه خانه به نقده. ناحیه ای است واقع در جلگه با آب و هوای معتدل ولی مالاریائی، دارای 145 تن سکنه که زبانشان کردی و مذهبشان سنی است. آب آنجا از رودخانه لاوین و محصول آنجا غلات و توتون و حبوبات و شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه ارابه رو میباشد. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 4 ).
فرهنگ فارسی
( خالدار آباد ) دهی است از دهستان لاهیجان بخش حومه شهرستان مهاباد.
جمله سازی با خالدار اباد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دیوریت سنگ دیگری است که از ماگما ساخته شده و مانند سنگ خارا خالدار است ولی ممکن است بلورهای سیاه دیگر و معدودی بلورهای روشنرنگ در خود داشته باشد. وقتی که یک کوه آتشفشان به آتشفشانی در میآید، تکههایی از گدازه در هوا پرتاب میشوند. این تکهها وقتی که به زمین رسیدند به صورت خاکستر سخت میشوند. این خاکستر به خاکستری میماند که در ته یک اجاق یا یک کوره جمع میشود.
💡 گونههای بومی: سیاه ماهی خالدار، سیاه ماهی معمولی، عروس ماهی، ماهی گامبوزیا (در حال حاضر اینگونهها در دریاچه یافت نمیشوند)
💡 از فیلمهایی که وی در آن نقش داشتهاست، میتوان به ۱۰۱ سگ خالدار، ماجراهای اسپایدرویک، نجات پیکاسو، پایین آوردن خانه، تو را تا مرگ دوست دارم و داغ ننگ اشاره کرد.
💡 تپه خالدار ۱ مربوط به عصر مس - هزاره اول قبل از میلاد - سدهٔ ۸–۶ ه.ق است و در شهرستان پیرانشهر، بخش لاجان، دهستان لاجان غربی، روستای خالدار واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۵ آبان ۱۳۸۷ با شمارهٔ ثبت ۲۳۵۳۰ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
💡 524- حبارى: اى هوبره و هوبره پرنده اى است وحشى وحلال گوشت. بزرگتر از مرغ خانگى و داراى گردنى دراز و بالهاى زرد رنگ و خالدار(مى باشد) به عربى ((حبارى )) مى گويند. و در بلاهت به اومثل مى زنند. در فارسى، ابره و تو دره و جرز و چرز و جرد هم گفته شده (است ) او رابراى گوشتش شكار مى كنند. (فرهنگ عميد، در المنجد نيز قريب به همين معنا آمده است -مترجم ).