لغت نامه دهخدا
خار خرمابن. [ رِ خ ُ ب ُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) خار درخت خرما. یکی از معانی لغت طَمیل میباشد. ( منتهی الارب ).
خار خرمابن. [ رِ خ ُ ب ُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) خار درخت خرما. یکی از معانی لغت طَمیل میباشد. ( منتهی الارب ).
خار درخت خرما. یکی از معانی لغت طمیل میباشد.
💡 وَ جَعَلْنا فِیها جَنَّاتٍ و در ان زمین بوستانها کردیم و آفریدیم، مِنْ نَخِیلٍ وَ أَعْنابٍ ازین خرمابنان ورزان، وَ فَجَّرْنا فِیها مِنَ الْعُیُونِ (۳۴) و برگشادیم در ان زمین چشمههای روان.
💡 چون بیامد دید در خرمابنان خفتهای که بود بیدار جهان
💡 مثل و داستان دانشمند، مثل خرمابن است. بايد در انتظار آن به سر برى تا چه هنگامىرطبى از شجره سخنان او بر تو فرو افتد (و شهد آن، كام ترا شيرين سازد). عالم ودانشمند از نظر اجر و پاداش از روزه دار و سحرخيز و شب زنده دار، و جنگجوى در راه خدا،داراى بهره فزونترى است (318) ).
💡 گر تخم و بار من نبریدی، به رغم دیو خرمابنان شدهستی یکسر دیار من