لغت نامه دهخدا
خار جهودان. [ رِ ج ُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) ظاهراً جهودانه و آن درختی است که به عربی شائکه گویند و صمغ آن را عنزروت نامند.
خار جهودان. [ رِ ج ُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) ظاهراً جهودانه و آن درختی است که به عربی شائکه گویند و صمغ آن را عنزروت نامند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شد هوای مرگ طوق صادقان که جهودان را بد این دم امتحان
💡 پس جهودان کور در پیغامبری سجده کرده پیش گاوی از خری
💡 وَ قالُوا جهودان گفتند کُونُوا هُوداً جهودیت أَوْ نَصاری و ترسایان گفتند که ترسابید تَهْتَدُوا تا بر راه راست بید قُلْ پیغامبر من گوی بَلْ مِلَّةَ إِبْراهِیمَ