حکیم ال مروان

لغت نامه دهخدا

( حکیم آل مروان ) حکیم آل مروان. [ ح َ م ِ ل ِ م َرْ ] ( اِخ ) لقبی است که عرب بخالدبن یزیدبن معاویة دهد.

فرهنگ فارسی

( حکیم آل مروان ) لقبی است که عرب به خالد ابن یزید ابن معاویه دهد

جمله سازی با حکیم ال مروان

💡 بلای عاشقی صعبست یا بگریز یا خود را چو هیزم بشکن ای مروان که بو مسلم تبر دارد

💡 62 خير خواهى امير مؤ منان، دسيسه مروان و كوتاهى عثمان 

💡 در ميان شما كسى است كه اگر با دستش با من بيعت كند با پشت بيعت شكنى خواهد كرد.منظور حضرت، مروان بود.(138)

💡 تیغها بر فرق دشمن رانده‌اند کفر را در قوم مروان مانده‌اند

💡 به شکر این که شدی پیشوای گر مروان زنقش پای،چراغی به راه ما بگذار

💡 نشود زخم زبان گر مروان را مانع برق را توشه ره، خار مغیلان گردد