حفیره العباس

لغت نامه دهخدا

( حفیرةالعباس ) حفیرةالعباس. [ ح ُ ف َ رَ تُل ْ ع َب ْ با ] ( اِخ ) نامی از نامهای چاه زمزم است. ( معجم البلدان ).

فرهنگ فارسی

نامی از نامهای چاه زمزم است

جمله سازی با حفیره العباس

💡 بنى عباس با كمال رندى و نهايت زيركى خود را در مسير اين دو موج قرار دادند و بااحساسات مردم همصدا شدند، خود را دشمن بنى اميه و دوستدارآل على معرفى كردند و لذا آن روزى كه بنى العباس بنام طرفدارى از علويان و مخالفتباامويان، پرچمى برافراشتند بلافاصله عدّه بيشمارى كه از ظلم و ستم امويان بهجان آمده بودند اطراف آن پرچم را گرفته و از روىكمال خلوص و صفا به يارى و كمك برپا كنندگان اين پرچم شتافتند.

💡 شب جمعه اول سه مرتبه، شب جمعه دوم سه مرتبه؛ شب جمعه سوم سه مرتبه: شب جمعهچهارم، يك مرتبه سوره يس به نيابت از حضرتابوالفضل العباس عليه السلام و هديه براى مادرش ام البنين عليهاالسلام بخواند، انشاء الله حاجت روا گردد.(314)

💡 پس از آن كه پافشارى كردم، فرمود: اين قدر برايت بگويم كه در اين عالم، مولايمحضرت اباالفضل العباس عليه السلام هرگاه مى شنود كه به ايشان قمر بنى هاشمخطاب مى شود خيلى خشنود مى شوند و آن حضرت از اين لقب (قمر بنى هاشم ) بسيارمشعوف و مسرور مى گردد.

💡 زياد را نخست فرزند عبيد رومى غلامى كه شوهر سميه بود مى خواندند؛ تا آنكه درسال 41 يا 42 هجرى (معاويه ) به دليل همان زناى ابوسفيان با سميه، زياد رافرزند خود و برادر خود خواند و تا پايان حكومت بنى اميه زياد را فرزند ابوسفيان مىخواندند. و پس از آن در زمان بنى العباس او را (زياد بن ابيه ) خواندند. (22)

💡 درست يك شب قبل از زمان حمله به افغانستان، خواب مى بيند كه وارد حرم حضرتاباالفضل العباس قمر بنى هاشم عليه السلام شده و آن حضرت بهاستقبال او آمده است. حضرت به او فرمودند: تو سرباز ما هستى، ما به تو كمك مىكنيم ! آنگاه كسى را به نام احمد رحمانقلى اف صدا زدند و خطاب به هر دو نفر آنانفرمودند: به يكديگر اعتماد كرده و با هم كار كنيد، و براى نجات مسلمانان افغانستانجهاد كنيد!