حسن رودکی

لغت نامه دهخدا

حسن رودکی. [ ح َ س َ ن ِ دَ ] ( اِخ ) به امر ابونصربن احمد سامانی کلیله و دمنه را به نظم فارسی درآورد. ( کشف الظنون ). رجوع به رودکی جعفر شود.

فرهنگ فارسی

بامر ابو نصر بن احمد سامانی کلیله و دمنه را بنظم فارسی در آورد

جمله سازی با حسن رودکی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در عشق، چو رودکی، شدم سیر از جان از گریهٔ خونین مژه‌ام شد مرجان

💡 جز آن نگویم شاها که رودکی گوید خدای چشم بد از ملک تو بگرداناد

💡 نیست شگفتی که رودکی به چنین جای خیره شود بیروان و ماند حیران

💡 او در تهران باغی بزرگ در خیابان شاپور روبه‌روی پارک اتابک ساخت. اکنون در این باغ استادیوم ورزشی، تالار رودکی و دبیرستان نوربخش وجود دارد.

💡 اندر اشعار گرفتم که تو خود رودکیی من چه دانم که چه چیزست و چه باشد اشعار

💡 چنگ رودکی تصنیفی است از ساخته‌های روح‌الله خالقی که روی شعری از رودکی با عنوان بوی جوی مولیان و در بیات اصفهان ساخته شده‌است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران