جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تا دهه ۱۹۲۰، بوئنوس آیرس به یک مقصد دلخواه برای مهاجرین از اروپا تبدیل شد، و علاوه بر آن از ایالات فقیر تر و کشورهای همسایه، و حلبی آبادهای بزرگی در اطراف نواحی صنعتی شهر شروع به رشد کردند که به مشکلات بزرگ اجتماعی منجر شد.
💡 در شیکاگو در اوایل دهه ۱۹۰۰ «بسیاری از خانوادهها پوشکا یا ظروف صدقه را به عنوان وسیله ای مفید برای کمک دوره ای به اهداف ارزشمند نگهداری میکردند.» کلمه لهستانی puszka به معنای قوطی حلبی است.
💡 پرورش در دهه ۱۳۴۰ به فعالیت در انجمن حجتیه اصفهان پرداخت. پس از انتشار خبر دیدار شیخ محمود حلبی با رئیس اداره اوقاف پهلوی، علی اکبر پرورش به او اعتراض کرد و از انجمن خارج شد.
💡 از فیلمها یا برنامههای تلویزیونی که وی در آن نقش داشتهاست، میتوان به چند مرد خوب، موکل، کلاهبرداران، صبح به خیر، ویتنام، نیکسون، تصمیم اداری، پدر، مذاکره کننده، پلیزنتویل، طلوع خورشید تکیلا، انهدام، زندگی کوتاه، اسلحه پر ۱، پرستار بچه، مارپیچ آهن، مردان حلبی، تصویر بزرگ و خانه روسی اشاره کرد.
💡 او یکی از نقشهای اصلی فیلم طبل حلبی به کارگردانی فولکر شلوندورف را ایفا نمود که بر اساس رمان طبل حلبی اثر گونتر گراس ساخته شده بود. او همچنین در یکی از ده قسمت کوتاه ده فرمان کریشتوف کیشلوفسکی ظاهر شد و در اقتباس سینمایی رمان سبکی تحملناپذیر هستی ایفای نقش کرد.