حسن بندینجی

لغت نامه دهخدا

حسن بندینجی. [ ح َ س َ ن ِ ب َ ن َ ] ( اِخ ) ابن عبداﷲ قاضی، مکنی به ابوعلی بغدادی شافعی.درگذشته 425 هَ. ق. او راست: «الذخیرة» و «الجامع» که هر دو در فروع است. ( هدیة العارفین ج 1 ص 274 ).

جمله سازی با حسن بندینجی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گفتی ار، فاش کنی عشق پری، جان نبری نبرم، خود نبرم حسن تو جاوید زیاد

میسترس یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
دولو یعنی چه؟
دولو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز