لغت نامه دهخدا
حسن بدری. [ ح َ س َ ن ِ ب َ ] ( اِخ ) ابن علی بن محمدعوض مقری دمشقی. شاعر و صاحب دیوان و مؤلفات است و در 1214 هَ. ق. درگذشته است. ( زرکلی چ 1 ص 234 ).
حسن بدری. [ ح َ س َ ن ِ ب َ ] ( اِخ ) ابن علی بن محمدعوض مقری دمشقی. شاعر و صاحب دیوان و مؤلفات است و در 1214 هَ. ق. درگذشته است. ( زرکلی چ 1 ص 234 ).
ابن علی ابن محمد عوض مقری دمشقی شاعر و صاحب دیوان و مولفات است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 صدری که نام اوست رسیده به شرق و غرب بدری که نور اوست رسیده به بحر و بر
💡 قصبی خواهم و دراعه نخواهم زر و سیم زان که ناید به سر این دو هر دو به پانصد بدری
💡 نام بدری اسدی به عنوان نخستین زن ورزشکار ایرانی در چند زمینه به ثبت رسیدهاست.
💡 وه که گر پرده براندازی و زین پرده زنی پردهٔ راز معمّای جهان را بدری
💡 معلق چرخ ازرق را به سر چندانکه میگردد نه چون روی تو شد بدری نه چون ابرو هلال آمد