لغت نامه دهخدا
( حسن آهی ) حسن آهی. [ ح َ س َ ن ِ ] ( اِخ ) ابن سیدی خواجه نیکبولی از ساحل طونه، متخلص به آهی درگذشته 923 هَ. ق. او راست: حسن و دل، به ترکی و خسروو شیرین و جز آن. ( هدیة العارفین ج 1 ص 289 - 290 ).
( حسن آهی ) حسن آهی. [ ح َ س َ ن ِ ] ( اِخ ) ابن سیدی خواجه نیکبولی از ساحل طونه، متخلص به آهی درگذشته 923 هَ. ق. او راست: حسن و دل، به ترکی و خسروو شیرین و جز آن. ( هدیة العارفین ج 1 ص 289 - 290 ).
( حسن آهی ) ابن سیدی خواجه نیکبولی از ساحل طونه اوراست حسن و دل بترکی و خسرو و شیرین
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حسن کامل ز شبیخون گزند آزادست چشم بد با ید بیضا چه تواند کردن؟
💡 مایهٔ حسن تو آواز خوش و رویِ نکوست پس اگر چیز دگر هست وگر نیست تو را
💡 بی جنون دایره حسن بود بی پرگار مرکز حلقه اطفال ز دیوانه بود
💡 ای آنکه به حسن غرّه بر خویشتنی در خیل بتان نجسته بر خویش تنی
💡 یا رب تو زخواب ناز بیدارش کن وز مستی حسن خویش هشیارش کن
💡 بیچاره سیف در غمت ای پادشاه حسن چون ناتوان بدست توانا در اوفتاد