حسام کلبی

لغت نامه دهخدا

حسام کلبی. [ ح ُ م ِ ک َ ] ( اِخ ) ابوالخطاربن ضرار. سال در 125 هَ. ق. والی آندلس گردید و صمیل بن حاتم مضری در شدونه با وی به مخاصمت پرداخت و او از قرطبه به ایشان حمله کرد و بدست ایشان اسیر گشت وخلع شد، لیکن وی فرار کرد و دوباره به کمک یمانیان به جنگ پرداخت و در 130 هَ. ق. به دست صمیل کشته شد. ( اعلام زرکلی چ 1 ص 218 ). و رجوع به ابوالخطار شود.

فرهنگ فارسی

ابوالخطار ابن ضرار در صد و بیست و پنج هجری قمری والی اندلس گردید

جمله سازی با حسام کلبی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 همی ترسند جباران عالم از حسام تو ستاره از فلک رشوت فرستد زی سهام تو

💡 بر کف من نهاده شد از ماه نو حسام بر کتف من فکنده شد از قرص خور سپر

💡 زتست نصرت اسلام از آن فلک خواند است حسام دولت و دین و علاء اسلامت

💡 گفتمش: دارد حسام الملک از سلطان لقب گفت: شد تیغ طرب زین مژده پر جوهر مرا

💡 چه غم حسام تو را، گر بود عدو پرزور چه باک تیغ تو را، گر بود سپاه کشن

💡 ز روزگار شکایت نشاید ابن حسام «زمانه با تو نسازد تو با زمانه بساز»

قمبل یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
شبیر یعنی چه؟
شبیر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز