لغت نامه دهخدا
حزم شرج. [ ح َ م َ ش َ ] ( اِخ ) یاقوت از اصمعی نقل کند که حزم شرج در دیار ابی بکربن کلاب است. ( معجم البلدان ).
حزم شرج. [ ح َ م َ ش َ ] ( اِخ ) یاقوت از اصمعی نقل کند که حزم شرج در دیار ابی بکربن کلاب است. ( معجم البلدان ).
یاقوت از اصمعی نقل کند که حزم شرج در دیار ابی بکر ابن کلاب است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به گاه همت ابری بهگاه کینه هژبر به وقت حزم زمینی بهگاه عزم زمان
💡 چو نام عزم تو شنود همی سپهر و دزنگ چو سوی حزم تو بیند همی زمین و شتاب
💡 بناف شیر فلک رفته بود گاو زمین اگر چه حزم تو میبود کوه سنگین بار
💡 بگاه عزم تو کس باد را نخوانده عجول بوقت حزم تو کس کوه را نگفته حلیم
💡 به ساق عزم تو و کعب حزم تو نرسد اگر بگیرد تا قلب و محور آتش و آب