حره ٔ بنی هلال

لغت نامه دهخدا

حره بنی هلال. [ ح َرْ رَ ی ِ ب َ هَِ ] ( اِخ ) موضعی به بُرَیک در طریق یمن تهامی، از آن سوی ضنکان، منسوب به هلال بن عامر. ( معجم البلدان ).

فرهنگ فارسی

موضعی بر ریک در طریق یمن تهامی

جمله سازی با حره ٔ بنی هلال

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در تمنای سجود در او کاسته ام چون هلال آنچه ز من مانده به جا، پیشانی ست

💡 مرد هلالی و بود عاشق خوبان هنوز وای! که مسکین نگشت هرگز ازیشان خلاص

💡 نقش قالبی روی این قطعه متشکل است از دو تاقنما با قوس هلالی متصل به هم که داخل هرکدام نقش یک نخلک تزئینی (پالمت) دیده می‌شود.

💡 شب که می‌خواندی هلالی را و می‌راندی به ناز در درون پیش تو می‌خندید و بیرون می‌گریست

💡 سال قمری عرفی مساوی است با ۱۲ ماه هلالی و مدت آن برابر با ۳۵۴ یا ۳۵۵ شبانه روز (سال کبیسه) است. سال قمری متوسط ۳۵۴٫۳۶۷ روز است.

💡 به من ز گوشهٔ ابرو هلال را بنمود نیافتم‌ که از آن هر دو ماه عید کدام

تک پر یعنی چه؟
تک پر یعنی چه؟
کرزوس یعنی چه؟
کرزوس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز