حرف صفیر
لغت نامه دهخدا
حرف صفیر. [ ح َ ف ِ ص َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) رجوع به حروف صفیره شود.
جمله سازی با حرف صفیر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 آواز صفیر تو شنیدیم و فریضه است این هدهد جان را گره از پای گشودن
💡 در الفبای آوانگاری بینالمللی /ç/ بیانکنندهٔ واجِ صفیری کامی بیواک است.
💡 در دام حزین گر کشم از سینه صفیری مرغان همه را مست ز گلزار بر آرم
💡 دارم گل زخمی به جگر تازه و تر، های ای دل، بزن از سینه صفیری به اثر، های
💡 به آب دیده پروردم، گل و خار گلستان را خراش ناله دارد یاد بلبل از صفیر من