لغت نامه دهخدا
حجر صنوبر. [ ح َ ج َ رِ ص َ ن َ / نُو ب َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) حمداﷲ مستوفی در نزهة القلوب گوید: آنرا با زعفران خلط کرده بر یرقان مالند زائل شود.
حجر صنوبر. [ ح َ ج َ رِ ص َ ن َ / نُو ب َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) حمداﷲ مستوفی در نزهة القلوب گوید: آنرا با زعفران خلط کرده بر یرقان مالند زائل شود.
آنرا با زعفران خلط کرده بر یرقان مالند زائل شود
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آن نه زلف است و بناگوش که روز است و شب است وان نه بالای صنوبر که درخت رطب است
💡 آن حلقه زر چیست بر آن زلف و بنا گوش و آن سنبل تر چیست بر آن سرو و صنوبر
💡 زآن قد چون صنوبر و زآن روی چون سمن، کاخم شده است گلشن و کویم شده چمن
💡 رفته رفته: اعتقاد آنان به درخت صنوبر قوت گرفت و يكباره خدا را فراموش كردند.براى صنوبر قربانى مى كردند و در مقابل آن به خاك مى افتادند.
💡 محصولات عمدهٔ این شهر برنج، چای، نیشکر، نخ ابریشم، توتون، توتفرنگی، زعفران، مرغ، چوب صنعتی صنوبر و قطعات الکترونیکی است.