حبیب بغیض
لغت نامه دهخدا
حبیب بغیض. [ ح َ ب ِ ب َ ] ( اِخ )رجوع به حبیب بن حبیب بن مروان و حبیب بن مروان شود.
جمله سازی با حبیب بغیض
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 چه احتیاج بود دیده را به حسن برون چو در درون متجلی شود جمال حبیب
💡 خاصه آن بزم محبان را، حبیب گلشن اهل صفا را، عندلیب
💡 در حقیقت توئی حبیب او را گرچه یوسف حبیب یعقوبست
💡 حبیب کو دل و جانم به یک جراحت کاری بخر به کیش وفا کافرم اگر نفروشم
💡 چون ملک مرا گفت کای حبیب یک غزل بگو نغز و دلفریب