حبیب اﷲ رشتی

لغت نامه دهخدا

حبیب اﷲ رشتی. [ ح َ بُل ْ لاهَِ رَ ] ( ا خ ) فرزند میرزامحمدعلی رشتی اصولی، از شاگردان مبرز شیخ مرتضی انصاری، و از مراجع تقلید درجه اول شیعه در عراق عرب. ازمجلس درس او شاگردان بسیار بیرون آمده و به مقام اجتهاد نائل گشتند، و او را بر معاصرین وی مانند حاج میرزا حسن شیرازی و حاج میرزا محمدحسین کوهکمری ترجیح میداده اند. تألیفات او: 1- الاجارة، در فروع احکام و قوانین عقد مزبور در حقوق شیعه. در تهران چاپ شده است. 2- اجتماع الامر و النهی، تحقیقاتی درباره این مسئله اصولی. 3- الامامة. 4- بدایع الافکار در اصول فقه بخش اول آن در تهران چاپ شده است. 5- تقریرات درس شیخ مرتضی انصاری. 6- تقلید اعلم، در تهران چاپ شده. 7- مسأله غصب، در تهران چاپ شده. 8- کاشف الظلام فی علم الکلام. 9- شرح کبیر بر شرایعالاسلام. وفات وی شب پنجشنبه 14 جمادی الثانیة سال 1312 هَ. ق. در نجف بوده است. رجوع به الذریعة ج 1 ص 54 و 65 و 122 و 167 و 168 و 193 و 267 و 268 و 269 و ریحانة الادب شود.

جمله سازی با حبیب اﷲ رشتی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تا بود گر نغمه های دلفریب جان بیفشانیم بر یاد حبیب

💡 حبیب رضایی (زاده ۱۲ بهمن ۱۳۴۸) بازیگر و کارگردان ایرانی است.

💡 ای کرده با حبیب شبی روز بی رقیب رو شکر کن شکایتت از روزگار چیست

💡 میان ما و حبیب آنچنان معامله‌ای‌ست که گر فرشته شود غیر در‌نمی‌گنجد

💡 بنده زلف تو شد سنبل غلام سنبلم بنده آنم که شد هندوی هندوی حبیب

💡 من و هرآنچه که باشد فدای آن عاشق که کرد غیر حبیب آنچه بر فدای حبیب