لغت نامه دهخدا
حبیب ازدی. [ ح َ ب ِ اَ ] ( اِخ ) رجوع به حبیب بن مخنف بن سلیم شود.
حبیب ازدی. [ ح َ ب ِ اَ ] ( اِخ ) رجوع به حبیب بن مخنف بن سلیم شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کریمی در خرداد ۱۳۹۰ و در زمان مدیریت حبیب کاشانی با عقد قراردادی یک ساله به پرسپولیس بازگشت. او دو پیشنهاد نیز از تیمهای لیگ امارات دریافت کرد که در نهایت به آنها پاسخ منفی داد.
💡 گذار باد بهار، ار، ز زلف جانان است چرا بساط زمین را عبیر حبیب کند
💡 در خواب شنیدم ز حبیب تو که میگفت یک بوسه ز لعل لب دلجوی تو خواهم
💡 رقیب خواست که آزار من کند ز حسد حبیب گفت: مرنجان، که آهوی حرمست
💡 حبیب پس از آزاد شدن، یک نامه سرگشاده با عنوان «من در سرزمین مادریام بدون دلیل بازداشت شدم و بدون دلیل هم آزاد!» نوشت.
💡 در دیدهٔ مجنون همه جا صورت لیلی است در چشم محبان همه معنی حبیب است