لغت نامه دهخدا
حافظبن حاجب. [ ف ِ ظِ ن ِ ج ِ ] ( اِخ ) رجوع به عمربن الحاجب عزالدین شود. او راست: معجم الحافظ. ( کشف الظنون ).
حافظبن حاجب. [ ف ِ ظِ ن ِ ج ِ ] ( اِخ ) رجوع به عمربن الحاجب عزالدین شود. او راست: معجم الحافظ. ( کشف الظنون ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حافظبن حجرعسقلانى درذيل حديث فوق،سه احتمال از سه نفرنقل مى كند: