لغت نامه دهخدا
حافظ مدینی. [ ف ِ ظِ م َ ] ( اِخ ) محمد. رجوع به مدینی شود.
حافظ مدینی. [ ف ِ ظِ م َ ] ( اِخ ) محمد. رجوع به مدینی شود.
💡 گویند مردی از اهل مَنْبِج مدینیی را دید گفت از کجائی گفت از مدینه گفت مردی از آن شما بنزدیک ما آمد، او را حَکَم بن المُطَّلِب خواندند ما را همه توانگر کرد این مدنی گفت چگونه کرد این که نزدیک شما آمد هیچ چیز نداشت مگر جبّۀ پشمین گفت ما را توانگر بمال نکرد ولیکن کرم بیاموخت ما را، ما یکدیگر همه فضل کردیم بر یکدیگر تا همه توانگر شدیم.
💡 در باب ۱۶، قورح، داتان و ابیرام شورش کردند که دستگیر و اعدام شدند. بنیاسرائیل بار دیگر به حرکت ادامه دادند. در راه، اهل ادوم به آنها اجازه عبور از سرزمینشان را ندادند و از مسیر دیگری رفتند. در باب ۲۵، برخی از اسرائیلیان با دختران خدایان موأب رابطه جنسی داشتند و به پرستش خدایانشان، از جمله بعل گرایش پیدا کردند. این خشم یهوه را سبب شد و در نتیجه، موسی به بزرگان اسرائیل دستور داد هر کسی که چنین کرده را بکشند. در ادامه، یکی از مردان اسرائیل با زنی از مدین مزدوج شد که یهوه به همین دلیل، بلایی بر اسرائیل نازل کرد. فینحاس، نوه هارون، نیزهای برداشت و هر دو را با یک ضربه کشت؛ خشم خدا بر اسرائیل پایان گرفت و بلا — بعد از مرگ ۲۴ هزار نفر — از ایشان دور شد. یهوه در ستایش از فینحاس به موسی گفت: «تعصب او باعث شد من با غیرت خود بنیاسرائیل را هلاک ننمایم.» سپس از موسی خواست برای انتقام، به مدینیها بتازد و آنها را شکست دهد. پس موسی به قوم گفت خود را آماده سازند تا انتقام خدا را از مدین بگیرند. پس هزار نفر از هر سبط (مجموعا ۱۲ هزار نفر) بر مدینیها تاختند؛ بنیاسرائیل همه مردان مدین را کشتند و زنان و کودکانشان را به اسیری گرفتند اما زمانیکه نزد موسی بازگشتند، موسی بابت اینکه زنان را نکشتند، عصبانی شد و بر فرماندهان لشکر خشم گرفت. موسی دستور داد همه اطفال ذکور و همه زنانی که در گذشته رابطه جنسی داشتهاند را بکشند اما به آنها اجازه داد دختران باکره را برای خود نگه دارند.