حافظ رملی
لغت نامه دهخدا
حافظ رملی.[ ف ِ ظِ رَ ] ( اِخ ) ابوالقاسم. رجوع به رملی شود.
جمله سازی با حافظ رملی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 نیستم حافظ مرا نوری بده در دو دیده وقت خواندن بیگره
💡 نغمه حافظ شنو ز خامه صائب چندنشینی که خواجه کی بدر آید
💡 حافظ ار در گوشهٔ محراب مینالد رواست ای نصیحتگو خدا را آن خمِ ابرو ببین
💡 بیار می که به فتوی حافظ از دل پاک غبار زرق به فیض قدح فروشویم
💡 تو چند باشی حافظ رسوم مردم را بیا بدرگه ما تا شوی بما محفوظ
💡 به بند اسرار لب را چون ندارد سخن پایانی اندر شان حافظ