حافظ جلاجل
لغت نامه دهخدا
حافظ جلاجل. [ ف ِ ج َ ج ِ ] ( اِخ ) باخرزی. یکی ازجمله مطربان و نغمه سرایان عهد شاه عباس. ( ترجمه تاریخ ادبیات ایران تألیف براون ج 4 ص 88 ).
فرهنگ فارسی
یکی از جمله مطربان و نغمه سرایان عهد شاه عباس
جمله سازی با حافظ جلاجل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 جلاجل زنان گفت هارون شاه که شه تاجور باد و دشمن تباه
💡 شکن زلفش از درون سرای مشک دست آمد و جلاجل پای
💡 هارون صدر اوست فلک ز آن که انجمش هر شب جلاجل کمر است از زر سخاش
💡 چو گردون چنبری گشت آشکاره جلاجل چنبرش همچون ستاره
💡 حاجب بوم یکی از سپید است بفال... ایگانش چو جلاجل شده دمش چو دوال
💡 شب به پاس تو هندویست سیاه بسته بر گرد خود جلاجل ماه