جوز الابهل

لغت نامه دهخدا

جوزالابهل. [ ج َ زُل ْ اَ هََ ] ( ع اِ مرکب ) از داروهاست. ( ذیل اقرب الموارد ازتاج العروس ). ثمر درخت اُرس است. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). ثمرالعرعر. رجوع به ارس و جوز ابهل شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) میوه ابهل
از داروهاست ثمر درخت ارس است

جمله سازی با جوز الابهل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 یک جوز صدق کم نکنم در هوای تو تا برنچیند مرغ اجل همچو ارزنم

💡 چون دانه‌ای، دل تو که چون جوز غم شده است انداز پیش مرغ خوش الحان صبحگاه

💡 کودکانی که درین دایره سرگردانند بر سر جوز تهی اینهمه غوغا دارند

💡 جسم ما جوز و مویزست ای پسر گر تو مردی زین دو چیز اندر گذر

💡 بخدا خاک رهش را بدو گیتی نفروشم کودکست آنکه دهد گوهر و جوزی بستاند

💡 مگ صاحب دوقلو و جوز هم صاحب دو پسر می‌شود و ایمی هم صاحب یک دختر زیبا می‌شود؛ و این گونه است که داستان پایان می‌یابد.

پومپویر یعنی چه؟
پومپویر یعنی چه؟
محنت یعنی چه؟
محنت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز