جهاد اصحاب صفه

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] جهاد اصحاب صفه (قرآن). اصحاب صفه در راه خدا و در رکاب پیامبر جهاد می کردند و این امر، مانع از مسافرت آنان برای کسب معاش شده بود؛ و هم چنین سبب می شد در سختی و مشقت قرار بگیرند.
اصحاب صُفّه به منظور جهاد در راه خدا، در تنگنا و سختی قرار گرفتند: • «لِلْفُقَرَاء الَّذِینَ أُحصِرُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ لاَ یَسْتَطِیعُونَ ضَرْبًا فِی الأَرْضِ یَحْسَبُهُمُ الْجَاهِلُ أَغْنِیَاء مِنَ التَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُم بِسِیمَاهُمْ لاَ یَسْأَلُونَ النَّاسَ إِلْحَافًا وَمَا تُنفِقُواْ مِنْ خَیْرٍ فَإِنَّ اللّهَ بِهِ عَلِیمٌ؛ (انفاقِ شما، مخصوصاً باید) برای نیازمندانی باشد که در راه خدا، در تنگنا قرار گرفته اند؛ (و توجه به آیین خدا، آن ها را از وطن های خویش آواره ساخته؛ و شرکت در میدانِ جهاد، به آن ها اجازه نمی دهد تا برای تأمین هزینه زندگی، دست به کسب و تجارتی بزنند؛) نمی توانند مسافرتی کنند (و سرمایه ای به دست آورند؛) و از شدت خویشتن داری، افراد ناآگاه آن ها را بی نیاز می پندارند؛ اما آن ها را از چهره هایشان می شناسی؛ و هرگز با اصرار چیزی از مردم نمی خواهند. (این است مشخصات آن ها!) و هر چیز خوبی در راه خدا انفاق کنید، خداوند از آن آگاه است».
← مراد از حصر
جهاد اصحاب صُفّه، مانع از مسافرت آنان برای کسب معاش شده بود:• «لِلْفُقَرَاء الَّذِینَ أُحصِرُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ لاَ یَسْتَطِیعُونَ ضَرْبًا فِی الأَرْضِ یَحْسَبُهُمُ الْجَاهِلُ أَغْنِیَاء مِنَ التَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُم بِسِیمَاهُمْ لاَ یَسْأَلُونَ النَّاسَ إِلْحَافًا وَمَا تُنفِقُواْ مِنْ خَیْرٍ فَإِنَّ اللّهَ بِهِ عَلِیمٌ؛ (انفاقِ شما، مخصوصاً باید) برای نیازمندانی باشد که در راه خدا، در تنگنا قرار گرفته اند؛ (و توجه به آیین خدا، آن ها را از وطن های خویش آواره ساخته؛ و شرکت در میدانِ جهاد، به آن ها اجازه نمی دهد تا برای تأمین هزینه زندگی، دست به کسب و تجارتی بزنند؛) نمی توانند مسافرتی کنند (و سرمایه ای به دست آورند؛) و از شدت خویشتن داری، افراد ناآگاه آن ها را بی نیاز می پندارند؛ اما آن ها را از چهره هایشان می شناسی؛ و هرگز با اصرار چیزی از مردم نمی خواهند. (این است مشخصات آن ها!) و هر چیز خوبی در راه خدا انفاق کنید، خداوند از آن آگاه است».
← بیان آیه
۱. ↑ بقره/سوره۲، آیه۲۷۳.
...

جمله سازی با جهاد اصحاب صفه

💡 روز ديگر هزار نفر از اصحاب امير المؤ منين عليه السلام كه از سر تا پا سلاحپوشيده و به جز چشم هاى آنان هيچ جاى ديگر بدنشان معلوم نبود به ميدان آمدند.

💡 وه چه اصحاب شتابان همه در موکب میر وه چه میری که قدومش بجهان جان آورد

💡 پیشِ پیغمبر آمد و گله کرد که: مر این بنده را برای معالجتِ اصحاب فرستاده‌اند و در این مدّت کسی التفاتی نکرد تا خدمتی که بر بنده معیَّن است به جای آوَرَد.

💡 مرحوم كلينى و برخى ديگر از بزرگان رضوان اللّه تعالى عليهم بهنقل از يسع بن حمزه - كه يكى از اصحاب حضرت علىّ بن موسى الرّضا عليهما السلاماست - حكايت نمايد:

💡 40- بُرير بن خضير همدانى، از بزرگان قرّاء و از اصحاب پارسا و متهجّد على (عليه السّلام ) بود و از شخصيتهاى معروف و معتبر كوفه به حساب مى آمد. (ابصار العين، ص ‍ 70).

💡 متن اين حديث را كاملاً در بحث قضا(514) يادآور شده ايم و از نظر سند به سبب((عمربن حنظله )) اگرچه تضعيف شده است،(515) ولى اصحاب (فقها) آن را به عنوانمقبوله تلقى كرده اند و ما نيز بر اين اصل از آن سخن مى گوييم.