جنگ سرا

لغت نامه دهخدا

جنگ سرا. [ ج َ س َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان حومه بخش رامسر شهرستان تنکابن، دارای 430 تن سکنه. آب آن از چشمه و محصول آن لبنیات و چای. شغل اهالی گله داری است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3 ).

فرهنگ فارسی

دهی از دهستان حومه بخش رامسر شهرستان شهسوار دارای ۴۳٠ تن سکنه آب آن از چشمه و محصول آن لبنیات و چای شغل اهالی گله داری است.

جمله سازی با جنگ سرا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 آنگاه حضرت ياران خود را مخاطب قرار داد و ضمنتوكل بر خدا دستور داد آنان بنام خدا به راه خود ادامه دادند و در جنگ پيروز و سرافرازهم گرديدند.(814)

💡 نکرد از بُن پدر آزرم فرزند نه مرد جنگ روی خویش و پیوند

💡 شاه در جواب مصدق که در خواست وزارت جنگ را کرده بود گفت:

💡 بـيـانـات امـام خـمـيـنـى در جـمـع اعـضـاى شـوراهاى اسلامى روستاهاى سراسر كشور وگروهىاز مهاجرين جنگ تحميلى

💡 به بخت خود چو مجنون مانده در جنگ نشسته تا کمر چون کوه در سنگ

💡 همه آراسته جنگ و فزاینده کین روزگاری بخوشی خورده وناخورده شرنگ

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران