لغت نامه دهخدا
جفر ضمضم. [ ج َ رِ ض َ ض َ ] ( اِخ ) جائی است که نامش در شعر کثیربن عبدالرحمان خزاعی آمده است.
جفر ضمضم. [ ج َ رِ ض َ ض َ ] ( اِخ ) جائی است که نامش در شعر کثیربن عبدالرحمان خزاعی آمده است.
جائی است که نامش در شعر کثیر من عبدالرحمان خزاعی آمده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وقتى ابوسفيان شنيد كه رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) حركت كرده ضمضم بن عمروغفارى را خبر داد تا خود را به مكه رسانيده، به قريش برساند كه محمد (صلى اللهعليه و آله ) با اصحابش متعرض قافله ايشان شده، و به هر نحو شده قريش را حركتدهد.
💡 از آن طرف ابوسفيان از حركت آن حضرت مطلع شده، ضمضم بن عمرو غفارى را به مكهفرستاد و به قريش اطلاع داد كه كاروان در معرض خطر جدى است، بايد هرچه زودتربراى نجات كاروان حركت كنند.