جزیره الذهب
لغت نامه دهخدا
( جزیرةالذهب ) جزیرةالذهب. [ ج َ رَ تُذْ ذَ هََ ] ( اِخ ) دو موضع است به مصر. ( منتهی الارب ). دو موضع است به مصر یکی روبروی قصرالشمعو دیگری برابر فوه در مزاحمتین. ( از تاج العروس ).
فرهنگ فارسی
دو موضع است بمصر دو موضع است بمصر یکی رو بروی قصر الشمع و دیگری برابر فوه در مزاحمتین.
جمله سازی با جزیره الذهب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 جزیرهٔ مصنوعی یا جزیرهٔ انسانساخت نوعی جزیره است که بهجای ساختهشدن توسط طبیعت، انسانها آن را بهوجود آوردهاند. اندازه جزیرههای مصنوعی متنوع است و از جزایر کوچک در اندازه یک ساختمان تا جزایری که تمامی یک شهر را در خود جای میدهند متغیر است.
💡 از آن پس تاسمانی به محل انتقال زندانیان تبدیل شد تا اینکه در سال ۱۸۵۶ میلادی اعزام زندانیان به این جزیره منحصربهفرد ممنوع گردید.
💡 وی پس از دستگیری به اتهام جنگ مسلحانه و قتل هزاران نفر، محاکمه و به اعدام محکوم شد اما ترکیه به دلیل انتقادات گسترده و تلاشهایی که برای عضویت در اتحادیه اروپایی دارد از اعدام وی خودداری کرد و به حبس ابد وی در زندان جزیره امرالی بسنده کرد.
💡 این رصدخانه رادیویی که در ارتفاعات این جزیره قرار دارد توسط دانشگاه کرنل اداره میشود.
💡 بحر پی پایاب دارم پیش و میدانم که باز در جزیره بازمانم ز آتشین پل نگذرم