لغت نامه دهخدا
جزٔجزء خواندن. [ ج ُزْءْ ج ُزْءْ خوا / خا دَ ] ( مص مرکب ) بترتیب از اول تاآخر نوشته یا کتابی را خواندن. ( از ناظم الاطباء ).
جزٔجزء خواندن. [ ج ُزْءْ ج ُزْءْ خوا / خا دَ ] ( مص مرکب ) بترتیب از اول تاآخر نوشته یا کتابی را خواندن. ( از ناظم الاطباء ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 28 - نهى خداوند پيامبرش را از خواندن نماز بر مردگان آنها، به جهت كفرشان تا دممرگ.(563)
💡 به علم خواندن و قرآن نهاده ای دل و گوش جز از تو گوش نهاده به بانگ بربط و نای
💡 مدت کوتاهی با عشقش سر میکند تا اینکه الیزه در اثر سرطان از بین میرود و با خواندن آهنگ ماه درخشان من (ورژن غمگینش) فیلم به پایان میرسد
💡 خواندن قرآن و فهمیدن به آواز حزین با خضوع جان و تن از اهل قرآن خوش نماست
💡 از ایشتار که مجسمههای فراوانی باقی مانده و ناهید هم با خواندن آبانیشت همچون یک مجسمه در مقابل ذهن تجسم میشود..
💡 هریس در ابتدا به خواندن تاریخ مدرن به عنوان مقطع کارشناسی در مگدالن کالج آکسفورد به سال ۱۹۴۳ پرداخت. پس از ۲ سال در نیروی دریایی سلطنتی از ۱۹۴۴ تا ۱۹۴۶ مشغول به خدمت شد.