جادوجنبل کردن

لغت نامه دهخدا

جادوجنبل کردن. [ جَم ْ ب َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) سحر کردن. به سحرو جادو توسل جستن. افسون کردن. رجوع به جادو شود.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) جادو کردن.

جمله سازی با جادوجنبل کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هاردین در مقاله خود پیشنهاد می‌کند که راه حل معضل رشد بیش از اندازه جمعیت باید بر پایه «اجبار متقابلی که به صورت متقابل مورد تأیید واقع شده باشد» قرار گیرد و به «کنار گذاشتن آزادی در زمینه زاد و ولد» منجر شود. هاردین به این مقوله در کتاب «مدیریت انبازه‌ها» که در سال ۱۹۷۹ با مشارکت جان بیدن نوشته است بیشتر می‌پردازد. وی این پیشنهاد خود را در چارچوب نیاز به محدود کردن حق زاد و ولد برای حفاظت از همه حقوق انسانی دیگر بیان می‌کند. در حال حاضر نیز کشورهای زیادی انواعی از قوانین کنترل جمعیت را اعمال می‌نمایند.

💡 سیوم طلب مهتری و سروری کردن.

مرضیه یعنی چه؟
مرضیه یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز