لغت نامه دهخدا
ثغر ادنی. [ ث َ رِ اَ نا ] ( اِخ ) بزمان بنی امیه طلیطلة و جهات آنرا ثغر ادنی مینامیدند. ( نفح الطیب ج 1 ص 77 ).
ثغر ادنی. [ ث َ رِ اَ نا ] ( اِخ ) بزمان بنی امیه طلیطلة و جهات آنرا ثغر ادنی مینامیدند. ( نفح الطیب ج 1 ص 77 ).
بزمان بنی امیه طلیطله و جهات آنرا ثغرادنی مینامیدند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تا قدر تو ز منزل ادنی مقام یافت حیران بماند عقل کل اندر مقام تو
💡 که دوران محتشم زان کرده نامم که ادنی بندگانت را غلامم
💡 گر از این منزل برون رفتی، یقین دانکه منزلگاهت او ادنی شود
💡 منتهای سفر روح قدس را در سر گاه معراج دلت پایه ادنی بینی
💡 «دنی فتدلی فکان قاب قوسین او ادنی فاوحی الی عبده ما اوحی».
💡 که ادنی همه کرد خواهد درست به درمان همی درد خواهیم شست