لغت نامه دهخدا
تیغافروز. [ اَ ] ( نف مرکب ) جلادهنده شمشیر و شمشیرساز. ( ناظم الاطباء ).
تیغافروز. [ اَ ] ( نف مرکب ) جلادهنده شمشیر و شمشیرساز. ( ناظم الاطباء ).
جلا دهنده شمشیر و شمشیر ساز
💡 آن ماه دل افروز که رشک قمر آمد در پرده نهانست ولی پرده در آمد
💡 چون صبح دل افروز تو آید به تجلّی خاموش شود، شمع شب افروز مسیحا
💡 بى نيازشان نمى كند و ايشان آرى هم ايشانند كه آتش افروز دوزخند (10).
💡 شب من خلوتى است مهتابى؛ شب من روشنائى است كه لباس تيره برتن دارد، شب من شبىاست كه روز را در خودپنهان كرده است؛ شب من صبحى جهان افروز است...
💡 آنها فكر مى كردند با اين آتش مختصر و نور آن مى توانند با ظلمتها به پيكاربرخيزند، اما ناگهان بادى سخت بر مى خيزد و يا باران درشتى فرو مى ريزد، و يابر اثر پايان گرفتن مواد آتش افروز، آتش به سردى و خاموشى مى گرايد و بارديگر در تاريكى وحشتزا سرگردان مى شوند.
💡 نمیدانست لشکر تا به آن روز که در چین شهریار است آن دل افروز