لغت نامه دهخدا
تیره تلی.[ رَ / رِ ت ُ ] ( اِ ) آلوی چینی. تولی. چاکشو. برود.درختی است. ( زمخشری از یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).
تیره تلی.[ رَ / رِ ت ُ ] ( اِ ) آلوی چینی. تولی. چاکشو. برود.درختی است. ( زمخشری از یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).
آلوی چینی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بر تیره شب من که دل و جان گرید چون شمع لبم خندد و مژگان گرید
💡 ز گرد حادثه روشندلان چه غم دارند غبار تیره چه نقصان دهد به صبح سپید؟
💡 روابط دوستانهٔ کوئینسی جونز و مایکل جکسون در طول ضبط آلبوم تیره شد.
💡 نبودم تیرهروز از عشق آن ماه به چرخم گر فروزان کوکبی بود
💡 شب بهر صبح رویت گویم دعا، ولیکن حاجات تیره روزان کی از دعا برآید
💡 کمان را به قربان نهان کرد و تیغ برافروخت از برق چون تیره میغ